على محمدى خراسانى
10
خارج اصول (فارسى)
جواب دوّم : امور اعتبارى تابع اعتبار معتبر است و مادامى كه اعتبار و لحاظ باقى باشد امر اعتبارى هم باقى است و چنين نيست كه اگر معتبر نخستين رفت اين امر اعتبارى هم برود ، قوام امر اعتبارى به اعتبار يك معتبرى از معتبرها است و اگر منحصر به معتبر نخستين بود حتما با رفتن او مىرفت ولى فرض اين است كه انسانهاى بعدى از او پيروى كردند و اين اعتبار را ابقاء كردند و بنا را بر ابقاء آن گزاردند و عملا بر همان اساس مشى و گفتگو كردند و لذا تا زمانى كه اعتبار نخستين باقى باشد و ديگران آن را ادامه دهند دلالت و امر اعتبارى هم باقى است پس بقاء دلالت و عدم زوال آن با نابود شدن و انقراض واضعان و عالمان اوّليّه دليل بر ذاتى بودن آن نيست بلكه چون اعتبار نخستين را پسينيان حفظ كردهاند آن دلالت باقى است و اگر روزى فرهنگ مردمان تغيير كند و از آن واژگان استفاده نكنند و كسى هم آنها را در تاريخ ثبت و ضبط نكند ، طولى نمىكشد كه بسيارى از لغات و الفاظ آن مردم تغيير مىكند و به فراموشخانه تاريخ سپرده مىشود . ب : دليل اصلى گروه نخست قضيّه استحاله ترجيح بدون مرجّح است به اين بيان : الفاظ در عالم خيلى زياد است چه اينكه معانى هم خيلى زياد است و اگر بنا باشد دلالت الفاظ بر معانى وضعى و قراردادى باشد و شخص يا اشخاصى اينها را براى معانى قرار داده باشند لازم مىآيد ترجيح بدون مرجّح يعنى ( بدون اينكه ميان مثلا لفظ انسان و معناى آن حيوان ناطق ) با معانى ديگر ( حيوان صاهل ، جسم جامد و . . . ) امتيازى باشد واضع لفظ انسان را براى حيوان ناطق قرار داده است ) و اين لازم محال و باطل است پس اصل قراردادى و اعتبارى بودن دلالت هم محال و باطل است و ذاتى و تكوينى بودن صحيح است « 1 » . از اين استدلال دو پاسخ داده شده :
--> ( 1 ) - مفاتيح الاصول ، ص 2 كه از قول علّامه در تهذيب و ايشان از زبان سليمان بن عبّاد نقل كرده است .